20 روش برای آموزش مهربانی به کودکان

20 روش برای آموزش مهربانی به کودکان

در این پست از مجله اینترنتی آلواتان قصد داریم به معرفی 20 روش برای آموزش مهربانی به کودکان بپردازیم. کودکانی که در اوایل زندگی به آنها مهربانی آموزش داده می شود، ابزارهایی را دارند که برای ایجاد روابط سالم و دستیابی به دستاوردهای شخصی در مراحل بعدی زندگی نیاز دارند. به جای تمرکز بر نمرات و شرکت در فعالیت ها و ورزش ها، باید عشق و محبت را از سنین پایین به کودکان آموزش داد. مطالعه در مورد میزان پولی که مردم در طول زندگی خود به دست می آورند، چیز بسیار شگفت انگیزی را آشکار کرد. اگر ساعت را 30 سال به عقب برگردانید، این پسرانی هستند که توسط معلم مهدکودک خود به عنوان “مفید” ارزیابی می شوند که در نهایت درآمد بیشتری کسب می کنند، نه پسرانی که از نظر علمی ستاره های مهدکودک هستند.

تعریف مهربانی چیست؟

مهربانی عبارت است از کمک به دیگران یا حتی خود از روی احساسات گرم واقعی. مهربانی، یا انجام کارهای خوب، اغلب مستلزم اولویت دادن به نیازهای دیگران بر نیازهای خودمان است. اشتراک‌گذاری یک اسباب‌بازی، اجازه دادن به دوست برای اول رفتن، پرسیدن اینکه آیا یکی از دوستان هنگام زمین خوردن مشکلی ندارد یا رنگ آمیزی یک عکس برای دوست و تحویل دادن آن به او، نمونه‌هایی از این موارد هستند.

روانشناسان کودک از والدین می‌خواهند که حس مراقبت و مهربانی را در فرزندان خود ایجاد کنند.

تحقیقات نشان می‌دهد بچه‌هایی که در درازمدت بیشترین موفقیت را کسب می‌کنند، آن‌هایی نیستند که برای رسیدن به هدف مستقیم تحت فشار زیادی قرار می‌گیرند بلکه آنها کسانی هستند که برای مراقبت از دیگران و مهربان بودن آموزش دیده اند.

استفاده از اسم ها برای تشویق اعمال محبت آمیز یک روش عالی برای انجام آن است. در پیش دبستانی ها، اگر از کودکان نوپا بپرسند “آیا کمک می کنید؟” حس تمایل کودکان به کمک کردن را افزایش می دهد.

مزایای آموزش مهربانی به کودکان

تحقیقات نشان داده‌اند که نشان دادن مهربانی مغز را تغییر می‌دهد و اعمال فداکارانه در بخشش، فواید جسمی و عاطفی را به همراه دارد که برای یک فرد باهوش لازم است. به همین دلیل است که آموزش مهربانی به کودکان در سنین پایین بسیار مهم است.

در اینجا فقط تعدادی از مزایای یادگیری ارزش‌هایی مانند مهربانی برای فرزندان آورده شده است:

بر اساس یک مطالعه، مهربانی بخش شادی از مغز را تحریک می کند. تمایل به تکرار احساسات مشابه، چه به عنوان یک گیرنده یا یک ارائه دهنده، توسط لذتی که منجر به شفقت می شود، ایجاد می شود.

شادی و کاهش استرس – مهربان بودن باعث بهبود شادی و کاهش استرس می شود.

بهبود عزت نفس و احساس تعلق قوی تر – اعمال کوچک مهربانانه می توانند عزت نفس و احساس تعلق را در فرد تقویت کنند. اعمال محبت آمیز باعث افزایش سطح انرژی و ایجاد حس دوست داشتنی امید می شود.

افزایش قدردانی – وقتی کودکان به کسانی که شانس کمتری دارند کمک می‌کنند، یاد می‌گیرند که از داشته‌هایشان قدردانی کنند.

تمرکز و نتایج بهتر – مهربانی یک مؤلفه مهم در ایجاد احساس خوب در جوانان است. تفکر مثبت دامنه توجه را افزایش می‌دهد و به تفکر خلاقانه‌تر اجازه می‌دهد، که می‌تواند منجر به پیشرفت‌های مدرسه شود.

قلدری کمتر – تحقیقات نشان داده است که شامل ابتکارات مبتنی بر مهربانی می تواند تا حد زیادی عواقب قلدری را به حداقل برساند.

کاهش افسردگی – تحقیقات نشان داده است که عمل مهربانی باعث افزایش سطح سروتونین در مغز می شود (ماده ای طبیعی که خلق و خو را بهبود می بخشد). سطح سروتونین در اهداکننده و گیرنده یک عمل مهربانی، و همچنین هر کسی که عمل مهربانی را مشاهده می کند، همگی بالا می رود و آن را به یک ضد افسردگی طبیعی عالی تبدیل می کند. (دلایلی که چرا آموزش مهربانی بسیار مهم است)

نحوه آموزش مهربانی به کودکان

وقتی نوبت به آموزش مهربانی به فرزندانمان می رسد، الگوبرداری از مهربانی به عنوان والدین بسیار مهم است. با این حال، ممکن است پرورش واقعی ویژگی مهربانی کافی نباشد. مهربانی یک ویژگی آموخته شده است که به بهترین وجه با تمرین و عمل القا می شود. هر روز، به نوعی، شفقت را در خود بگنجانید. در اینجا چند پیشنهاد وجود دارد:

1- مهربانی درونی

مهربانی فقط به اعمال خدمتی اشاره نمی کند. این شامل مهربانی با خود نیز می شود. این یک فعالیت فوق‌العاده برای آموزش به فرزندتان است که با خودش خوب صحبت کند و در نتیجه به او اجازه می‌دهد تا ارزش خود شگفت‌انگیزش را ببیند.

2- تصدیق

با ارائه یک مثال خوب، ممکن است فرزندتان را تشویق کنید که از دیگران تعریف کند. خودتان و همچنین اطرافیانتان، به ویژه فرزندتان را بسازید.

دایره مکمل معمولاً در کلاس درس استفاده می شود، اما همچنین یک مفهوم فوق العاده برای خانه است! هر شب قبل از خواب، با کودک خود بنشینید و زمان با کیفیتی را با هم بگذرانید. به آنها تعارف کنید، سپس از آنها بخواهید قبل از بازگرداندن مکمل آن را بپذیرند و مطالبه کنند. آموزش این مهارت به کودکان کمک می کند تا به بزرگسالی زیبا و مهربان تبدیل شوند. یک تعریف ساده ممکن است تمام روز کسی را بسازد!

3- شفقت و همدلی

همدلی پایه و اساس مهربانی است، پس آن را به فرزندتان بیاموزید. قبل از اینکه کسی را قضاوت کنید، یک لحظه خود را جای او بگذارید. آیا آن فردی را در خیابان دیده‌اید که ممکن است کمی بیشتر تشویق کند؟ مطمئن شوید که فرزندتان شما را در حال لبخند زدن می بیند. فهرستی از سناریوهایی تهیه کنید که در آن کودک شما به طور طبیعی دلسوز است اما متوجه نمی شود.

همدلی را می توان به طرق مختلف به کودک آموزش داد:

  • احساسات فرزندتان را بشناسید.
  • در مورد چگونگی تجربه دیگران بحث کنید.
  • “بیا بریم برای عروسک چسب زخم بیاریم”، راهی برای نشان دادن همدلی کودکان پیشنهاد کنید.
  • داستان هایی در مورد احساسات بخوانید و در مورد آنچه شخصیت ها از سر می گذرانند صحبت کنید.
  • الگویی برای دیگران باشید.
  • از جملات «من» استفاده کنید.

احساسات ناراحت کننده فرزندتان را تأیید کنید. “تو خیلی بدی” مامان تلویزیون را خاموش کرد. منظورت رو می فهمم. من مطمئن هستم که شما دوست دارید برنامه خود را مشاهده کنید. بعد از اینکه عصبانیتت تمام شد به مامان کمک کن تا ناهار درست کنه.

4- از بازی های تخیلی استفاده کنید.

در نظر بگیرید که چگونه از عبارت “متاسفم” استفاده می کنید. او افسرده و گریه می کند. او بازویش را می‌گیرد که تو آن را هل دادی و باید ببینیم حالش خوب است یا نه.

5- به کودکان بیاموزید که شکرگزاری کنند.

به فرزندتان بیاموزید که چگونه قدردانی کنند، خواه به صورت پیام تشکر به یک دوست یا معلم باشد، یا فقط عبارت «متشکرم». لطفاً و سپاسگزارم، باید در هر فرصتی زبان خود را بردارید تا فرزندتان بشنود که شما این رفتار را الگوبرداری می کنید.

6- داوطلب شوید

کار داوطلبانه فرصتی عالی برای کمک به جامعه است. از کمک به افراد بی بظاعت یا کم توان گرفته تا جمع کردن آشغال های موجود در طبیعت می توانند نمونه ای از این کارهای داوطلبانه باشند.

7- مهربانی عالی است

کودک من از ساختن کاردستی بسیار لذت می برد! ابتدا، ما برای یافتن اقلام مورد نیاز مناسب برای ساخت کاردستی با کمک هم تلاش می کنیم. سپس با مهربانی کامل این کار را انجام می دهیم.

8- هر یک از کتاب های مورد علاقه خود را که دیگر نمی خوانید، اهدا کنید.

مجموعه ای از کتاب هایی دارید که قبلاً از آنها لذت می بردید اما مدتی است که آنها را نخوانده اید؟ به نوجوان خود اجازه دهید تا به آنها کمک کند، که یک حرکت فوق العاده است. این کودکان از دریافت کتاب های قدیمی شما که برایشان کاملاً جدید خواهد بود، بسیار خوشحال خواهند شد.

9- اعمال محبت آمیز را بشناسید و به آنها پاداش دهید

به فرزندتان نشان دهید که مهربان بودن ارزش تلاش را دارد. وقتی می بینید که آنها کار خوبی برای دیگری انجام می دهند، حتما از آنها تعریف کنید. وقتی مقدار زیادی مهربانی جمع کردید، به جعبه مهربانی خود سفر کنید، که ظرفی پر از هدایایی است که وقتی کاری خوب انجام می دهند می توانند از بین آنها انتخاب کنند. جوایز یا یادداشت های کوچک با فعالیت های لذت بخش، مانند رفتن به خرید بستنی، را می توان در شیشه قرار داد.

به کودک خود بیاموزید که چگونه غافلگیر شود! همه از غافلگیر شدن لذت می برند، خواه یک یادداشت ساده «دوستت دارم» در پست باشد یا اینکه غذای مورد علاقه خود را برای شخص دیگری انتخاب کنید. این اعمال کوچک مهربانی به نوجوان شما می آموزد که چگونه دیگران را خوشحال کند.

10- چهره ای شاد بسازید!

وقتی تو لبخند میزنی، دنیا هم جواب میده! سعی کنید در اطراف فرزندتان زیاد لبخند بزنید، در نهایت او نیز لبخند زیادی خواهد زد. فرزندتان را قلقلک دهید و حس شگفت انگیز لبخند را نشان دهید. همچنین، بازی لبخند را انجام دهید تا از لبخند زدن به افراد دیگر لذت ببرید. “آیا می دانستید که لبخند زدن مسری است؟” از بچه ها بپرس برای انجام بازی لبخند، سعی کنید به کسی لبخند بزنید!»

11- مشاهده کنید و بپرسید، “امروز به چه کسی کمک کردید؟”

ما اغلب در مورد روزهای فرزندانمان، آزمایشگاه های علمی و سایر فعالیت ها پرس و جو می کنیم. “امروز به چه کسی کمک کردی؟” یک سوال برای گنجاندن است. این نه تنها بحث در مورد مهربانی با دیگران را آغاز می کند، بلکه به کودکان یادآوری می کند که در طول روز مهربان باشند. هنگامی که به طور مکرر از کودکان سؤال می شود، آنها شروع به انجام اعمال محبت آمیز می کنند تا در مورد آنها به شما بگویند.

12- کتابهای مهربانی

کتاب‌های شفقت زیادی برای کودکان وجود دارد که مهربانی را از طریق داستان‌ها و شخصیت‌ها آموزش می‌دهند. این کتاب ها در مورد مهربانی برای کودکان 3 تا 5 ساله مناسب است.

13- برندهایی که محبت را تشویق می کنند باید حمایت شوند

برندهای کودکان زیادی وجود دارند که ماموریت دارند مهربان باشند و این یک راه عالی برای مشارکت کودکان است. به عنوان مثال، بعضی شخصیت های کارتونی، ماموریت دارند تا به کودکان خردسال آموزش دهند که خصوصیات متمایز و خود واقعی خود را بپذیرند (که اعتماد به نفس ایجاد می کند!) و همچنین برای ایجاد دنیایی شاد، هر روز خوب باشند.

زیبایی واقعی با ذهن، قلب و روح دوست داشتنی تعریف می شود.

ما می دانیم که مهربانی این قدرت را دارد که مردم را دور هم جمع کند. مهربانی این قدرت را دارد که با الهام بخشیدن به آنها برای حرکت به خارج از منطقه آسایش و دیدن انسانیت یکدیگر، زندگی آنها را بهبود بخشد. ما معتقدیم که با تشویق مهربانی روزمره، می‌توانیم دنیایی مهربان‌تر و همدل‌تر بسازیم.

14- ارسال افکار مثبت

مهربانی می تواند به اندازه آرزوی خوشبختی دیگران اساسی باشد. در کلاس تمرکز حواس، از دانش‌آموزانم می‌خواهم که فردی (یا گروهی از افراد) را تجسم کنند که می‌خواهند افکار مثبت را برای او ارسال کنند و سپس با صدای بلند بگویند: «ایشالا خوشحال شوند». انشالله که سلامت باشند من امیدوارم که آنها ایمن بمانند.» این تمرین کودکان را تشویق می‌کند تا بیشتر به افکار خوب فکر کنند. راه های سرگرم کننده برای آموزش مهربانی به کودکان وجود دارد.

15- از زبان ذهن آگاه استفاده کنید

راه ساده برای تمرین صحبت کردن آگاهانه وجود دارد. کودک شما می‌تواند قبل از صحبت کردن سؤالات زیر را از خود بپرسد: «آیا حرف‌های من درست است؟» آیا آنها مفید هستند؟ “آیا آنها با ملاحظه هستند؟” اگر سخنان او قادر به عبور از این سه مانع نیست، باید سکوت کرد.

البته، اظهارات فرزند شما هنوز هم گاهی ظالمانه یا نامهربانانه خواهد بود. در مورد آنچه اتفاق افتاده است صحبت کنید و دفعه بعد در این شرایط چه کاری متفاوت انجام می دهد. همچنین می‌توانید برای عذرخواهی از طرف مقابل و تلاش برای اصلاح وضعیت، استراتژی طراحی کنید.

16- فرزندتان را در فرآیند هدیه دادن مشارکت دهید

فرزندتان را در فرآیند هدیه دادن، چه برای تعطیلات یا تولد، مشارکت دهید. “به نظر شما آنا چه چیزی را به عنوان هدیه تولد قدردانی می کند؟” روی ایده ها همکاری کنید، فهرستی تهیه کنید و سپس خرید کنید. هدیه را جمع کنید و از فرزندتان بخواهید یک کارت خانگی درست کند.

17- سپاسگزاری از راننده تاکسی

خیلی خنده داره ولی می تواند حس سپاسگزاری در کودک شما را شکوفا کند.

18- اسباب بازی برای اشتراک در زمین بازی بیاورید

هنگامی که در زمین بازی هستید، به اشتراک گذاشتن اسباب بازی ها یک رویکرد فوق‌العاده برای ابراز سخاوت به سایر بچه‌هایی است که نمی‌شناسیم یا دوستانی که می‌شناسیم، می باشد. اسباب بازی هایی را برای بازی به اشتراک بگذارید. دیدن لبخند و شادی کودکان دیگر روشی عالی برای آموزش مهربانی است.

19- زباله ها را جمع کنید و بازیافت کنید

مهربانی محدود به انسان نیست. القای اهمیت خوب بودن با محیط، به ویژه زمین، در کودکان ضروری است. نحوه بازیافت و کاهش ضایعات را به فرزندان خود بیاموزید.

20- برای یک آدم گرسنه سفارش پیتزا بدهید.

بیایید فهرست روش‌های خود را برای آموزش مهربانی به بچه‌ها با روشی که بسیار سرگرم‌کننده است، کامل کنیم! یک آدم گرسنه را با تحویل پیتزا غافلگیر کنید. به کودک خود این اجازه را دهید تا او پیتزا را تحویل آن آدم بدهد.

نکات روانشناسی برای تربیت کودک با اعتماد به نفس

نکات روانشناسی برای تربیت کودک با اعتماد به نفس

در این پست از مجله اینترنتی آلواتان قصد داریم به معرفی نکات روانشناسی برای تربیت کودک با اعتماد به نفس بپردازیم. کودکی که اعتماد به نفس ندارد، تمایلی به امتحان چیزهای جدید یا چالش برانگیز ندارد، زیرا از شکست خوردن یا ناامید کردن دیگران می ترسد.

این امر می‌تواند باعث شود که بعداً در زندگی آنها را عقب نگه دارد و از داشتن یک شغل موفق جلوگیری کند.

دشمنان اعتماد به نفس، دلسردی و ترس هستند. بنابراین، به عنوان یک والدین، وظیفه شما این است که فرزندتان را تشویق کنید و از او حمایت کنید تا بتواند کارهای دشوار را انجام دهد.

در اینجا 17 نکته دیگر برای تربیت کودکی با اعتماد به نفس آورده شده است:

1. قدر تلاش را بدون توجه به برد یا باخت بودن آنها بدانیم

وقتی بزرگ می‌شوی، سفر مهم‌تر از مقصد است.

پیکهارت می گوید، چه فرزند شما گل پیروزی را برای تیمش بزند یا به طور تصادفی آن را به بیرون از محدوده خارج کند، تلاش آنها را تحسین کنید. آنها هرگز نباید از تلاش کردن احساس خجالت کنند.

در طولانی‌مدت، تلاش مداوم و سخت، اعتماد به‌نفس بیشتری نسبت به خوب انجام دادن متناوب ایجاد می‌کند.

2. تمرین برای ایجاد شایستگی را تشویق کنید

اما یکی از نکات روانشناسی برای تربیت کودک با اعتماد به نفس ، تشویق کردن به موقع آنها می باشد. فرزندتان را تشویق کنید تا هر چیزی را که به آن علاقه دارد تمرین کند اما این کار را بدون اینکه فشار زیادی به او وارد کنید انجام دهید.

هارمونی شو، یک اعجوبه پیانو، به الن دی جنرس گفت که از زمانی که فقط 3 سال داشت شروع به تمرین کرد.

تمرین تلاش‌ها را به این امید سرمایه‌گذاری می‌کند که بهبود در پی خواهد داشت.

3. به آنها اجازه دهید مشکلات را خودشان کشف کنند

اگر کار سختی را برای فرزندتان انجام دهید، او هرگز توانایی یا اعتماد به نفسی برای کشف مشکلات به تنهایی در او ایجاد نخواهد کرد.

کمک والدین می تواند از اعتماد به نفس ناشی از خودیاری و کشف خود کودک جلوگیری کند.

به عبارت دیگر، بهتر است فرزند شما به جای A مستقیم، چند B و C دریافت کند، تا زمانی که در واقع یاد بگیرد چگونه مشکلات را حل کند و کار را انجام دهد.

4. اجازه دهید به اندازه سن خود عمل کنند

از فرزندتان انتظار نداشته باشید که مانند یک بزرگسال رفتار کند. او می‌گوید: «وقتی کودک احساس می‌کند که فقط عملکرد خوب والدین به اندازه کافی خوب است، این استاندارد غیر واقعی ممکن است تلاش را منصرف کند. تلاش برای برآورده کردن انتظارات در سنین بالا می تواند اعتماد به نفس را کاهش دهد.

5. کنجکاوی را تشویق کنید

گاهی اوقات جریان بی پایان سوالات کودک می تواند خسته کننده باشد، اما باید تشویق شود.

سوال پرسیدن تمرین مفیدی برای رشد کودک است زیرا به این معنی است که آنها متوجه می شوند که چیزهایی وجود دارد که نمی دانند… دنیاهای نامرئی دانشی وجود دارد که هرگز از آنها بازدید نکرده اند.

وقتی بچه‌ها مدرسه را شروع می‌کنند، خانواده‌هایی که سؤالات کنجکاو را تشویق می‌کنند نسبت به بقیه همکلاسی‌هایشان برتری دارند، زیرا آنها تمرین کرده‌اند که اطلاعات را از والدین خود دریافت کنند، و این به معنای گرفتن اطلاعات از معلمشان است. به عبارت دیگر، آنها می دانند که چگونه بهتر و سریعتر یاد بگیرند.

6. چالش های جدیدی به آنها بدهید

به فرزند خود نشان دهید که می تواند اهداف کوچکی را برای رسیدن به یک دستاورد بزرگ ایجاد کند و به آن دست یابد مانند دوچرخه سواری بدون چرخ تمرین.

والدین می توانند با افزایش مسئولیت هایی که باید انجام شوند، اعتماد به نفس را تقویت کنند.

7. از ایجاد راه های کوتاه یا استثنا برای فرزند خود اجتناب کنید

درمان ویژه می تواند نشان دهنده عدم اعتماد به نفس باشد. استحقاق جایگزین اعتماد نیست.

8. هرگز از عملکرد آنها انتقاد نکنید

هیچ چیز به اندازه انتقاد از تلاش های فرزند شما را دلسرد نمی کند. ارائه بازخورد مفید و ارائه پیشنهادات خوب است اما هرگز به آنها نگویید که کار بدی انجام می دهند.

اگر فرزند شما از شکست می ترسد زیرا نگران است که عصبانی یا ناامید شوید، هرگز چیزهای جدیدی را امتحان نمی کند.

بیشتر انتقاد والدین، ارزش‌گذاری و انگیزه کودک را کاهش می‌دهد.

9. با اشتباهات به عنوان عناصر سازنده برای یادگیری رفتار کنید

او می گوید: «یادگیری از اشتباهات باعث ایجاد اعتماد به نفس می شود. اما این تنها زمانی اتفاق می افتد که شما به عنوان والدین، اشتباهات را به عنوان فرصتی برای یادگیری و رشد در نظر بگیرید.

بیش از حد از فرزند خود محافظت نکنید. به آنها اجازه دهید هر از چند گاهی به هم بریزند، و به آنها کمک کنید بفهمند که دفعه بعد چگونه می توانند بهتر به کارشان بپردازند.

والدین باید لحظات را به عنوان فرصتی برای آموزش به فرزندان خود ببینند که از شکست نترسند.

10. در را به روی تجربیات جدید باز کنید

شما به عنوان یک والدین، مسئولیت دارید که تجارب و تجربه های زندگی را افزایش دهید تا کودک بتواند در کنار آمدن با دنیای بزرگتر اعتماد به نفس داشته باشد.

قرار دادن کودکان در معرض چیزهای جدید به آنها می آموزد که هر چقدر هم چیزی ترسناک و متفاوت به نظر برسد، می توانند آن را فتح کنند.

11. آنچه را که می دانید چگونه انجام دهید به آنها بیاموزید

شما قهرمان فرزندتان هستید حداقل تا زمانی که او نوجوان شود.

از این قدرت استفاده کنید تا به آنها چیزهایی را که در مورد نحوه فکر کردن، عمل کردن و صحبت کردن می دانید بیاموزید. الگوی خوبی باشید و الگو باشید.

پیکهارت می گوید تماشای موفقیت شما به فرزندتان کمک می کند تا مطمئن شود که می تواند همین کار را انجام دهد.

12. وقتی نگران آنها هستید به آنها نگویید

نگرانی والدین اغلب می تواند توسط کودک به عنوان رای عدم اعتماد تعبیر شود. ابراز اطمینان والدین باعث ایجاد اعتماد به نفس در کودک می شود.

13. هنگام مواجهه با ناملایمات آنها را تحسین کنید

زندگی عادلانه نیست. سخت است و هر کودکی باید آن را در مقطعی یاد بگیرد.

وقتی با سختی ها مواجه می شوند، والدین باید به این نکته اشاره کنند که تحمل این چالش ها چگونه انعطاف پذیری آنها را افزایش می دهد.

مهم است که به فرزند خود یادآوری کنید که هر مسیر موفقیت پر از شکست است.

14. کمک و حمایت خود را ارائه دهید، اما نه بیش از حد

کمک‌های خیلی زود می‌تواند توانایی کودک برای خودیاری را کاهش دهد.

مشروط کردن کمک والدین در ابتدا به خودیاری کودک می تواند اعتماد به نفس را ایجاد کند.

15. شجاعت آنها را برای امتحان کردن چیز جدید تحسین کنید

والدین باید فرزندانشان را به خاطر امتحان چیزهای جدید ستایش کنند، چه تلاش برای تیم بسکتبال مسافرتی یا رفتن به اولین ترن هوایی. او پیشنهاد می کند چیزی به سادگی بگویید: “شما شجاع هستید که این را امتحان کنید!”

آرامش از چسبیدن به چیزهای آشنا ناشی می‌شود؛ شجاعت لازم است تا بتوان چیزهای جدید و متفاوت را جرأت کرد.

16. هیجان یادگیری را جشن بگیرید

وقتی بزرگ می‌شوی، سفر مهم‌تر از مقصد است.

چه فرزند شما گل پیروزی را برای تیمش بزند یا به طور تصادفی آن را به بیرون از محدوده خارج کند، تلاش آنها را تحسین کنید. آنها هرگز نباید از تلاش کردن احساس خجالت کنند.

در طولانی‌مدت، تلاش مداوم و سخت، اعتماد به‌نفس بیشتری نسبت به خوب انجام دادن متناوب ایجاد می‌کند.

17. اجازه ندهید با صرف تمام وقت خود در اینترنت از واقعیت فرار کنند

اجازه ندهید فرزندتان پشت صفحه کامپیوتر پنهان شود. در عوض، آنها را تشویق کنید تا با افراد واقعی در دنیای واقعی ارتباط برقرار کنند.

اطمینان در دنیای مجازی (اگرچه مهم است) با اعتماد به نفس دنیای واقعی که اثربخشی آفلاین به ارمغان می آورد، یکسان نیست.

18. مقتدر باشید، اما نه خیلی زورگو یا سختگیر

هنگامی که والدین بیش از حد سختگیر یا خواستار باشند، اعتماد به نفس کودک در جهت خودگردانی می تواند کاهش یابد.

وابستگی به گفتن می تواند کودک را از رفتار جسورانه باز دارد.

راهی بهتر برای تقویت اعتماد به نفس فرزندان

راهی بهتر برای تقویت اعتماد به نفس فرزندان

در این پست از مجله اینترنتی آلواتان قصد داریم به معرفی راهی بهتر برای تقویت اعتماد به نفس فرزندان بپردازیم. به جای تمجید از کودکان برای افزایش عزت نفس، آنها نیاز به رهایی از تمرکز بیش از حد بر خود دارند.

یک دختر دبیرستانی که با او کار می کردم بالاخره جرات پیدا کرد تا عمیق ترین ترس خود را به من بگوید. بدنش آنقدر متشنج بود که عملاً می لرزید.

“اگه من عادی بشم چی؟” او گفت.

ترسی که این کودک ابراز کرد از اینکه ممکن است آنقدر خاص نباشد ترسی است که من اغلب در کار خود به عنوان یک درمانگر می بینم. به نوعی این دختر، و بسیاری از مشتریان دیگری که من دیده ام، ارزش خود را با تاثیرگذار بودن برابر می دانند.

من اغلب از والدین می شنوم که فرزندانشان با اعتماد به نفس پایین دست و پنجه نرم می کنند. فرزندان آنها ممکن است ظاهراً با اعتماد به نفس به نظر برسند، اما آنها به دلیل مشغله بی امان خود برای قضاوت کردن خود رنج می برند. والدین وقتی می بینند که فرزندانشان برای نمره ای کمتر از حد عالی گریه می کنند نگران می شوند، نگران هستند که چیزی که آنها می گویند ممکن است عجیب به نظر برسد، دیوانه وار از هر موقعیتی که ممکن است فوراً برتری نداشته باشند اجتناب می کنند، یا وقتی به نوعی کوتاه می آیند به شدت از خود انتقاد می کنند.

این والدین به آسیب پذیری ارزش خود فرزندانشان پی می برند چیزی که محقق جنیفر کراکر و همکارانش از آن به عنوان «عزت نفس احتمالی» یاد می کنند. این بچه‌ها بر روی یک تردمیل بی‌پایان قرار گرفته‌اند که دائماً باید ارزش خود را از طریق موفقیت ها یا سایر نشانه‌های تأیید خارجی ثابت کنند. این باعث می شود کودکان به شدت آسیب پذیر شوند. اگر برای یادگیری چیزی تلاش می کنند، اشتباه می کنند، شکستی را تجربه می کنند، یا فقط با فردی مواجه می شوند که بهتر از آنها عمل می کند، احساس ناامیدی می کنند.

پیام‌های فرهنگی که بچه‌ها در مورد اینکه باید در هر کاری عالی باشند و در انجام آن خوب به نظر برسند، جذب می‌کنند، فشار برای اجرا را تشدید می‌کند. هنگامی که کودکان به ناچار از کمال کوتاه می آیند، ممکن است احساس شرم کنند و یا تسلیم شوند یا آنقدر به خود فشار بیاورند که هیچ لذتی در زندگی خود پیدا نکنند. تلاش برای «شگفت‌انگیز» بودن می‌تواند منجر به تشویق آن‌ها شود یا عیوب را پنهان کنند تا اینکه با صداقت و اصالت رفتار کنند. عزت نفس آنها شکننده است و بر پایه متزلزلی از تمرکز بر خود و ارتقای خود ساخته شده است.

چگونه می توانیم به این بچه ها کمک کنیم؟

والدین اغلب به کودکانی که به خود شک دارند پاسخ می دهند و سعی می کنند به آنها اطمینان دهند که فوق العاده هستند. در گذشته ای نه چندان دور، بسیاری از روانشناسان تقویت عزت نفس کودک را از طریق تحسین توصیه می کردند. اما از آن زمان متوجه شدیم که این روش می تواند نتیجه معکوس داشته باشد. تحقیقات نشان می‌دهد که نه تنها تعریف و تمجیدهای زیاد در مورد اینکه چقدر خوب نیستند باعث می‌شود بچه‌هایی که اعتماد به نفس پایینی دارند احساس بهتری نسبت به خودشان داشته باشند، در واقع می‌تواند باعث کاهش عزت‌نفس در طول زمان و تمایل کمتری به پذیرش شود.

خوشبختانه، رویکرد بهتری برای عزت نفس وجود دارد. در کتاب جدیدم، اعتماد به نفس بچه، توضیح می‌دهم که کلید تقویت عزت نفس سالم این نیست که بچه‌ها را متقاعد کنیم که عالی هستند. در عوض، ما باید به آنها کمک کنیم تا با ارتباط با چیزی بزرگتر از خودشان، قضاوت خشن خود را کاهش دهند. ممکن است غیرقابل تصور به نظر برسد، اما به جای عشق به خود پاسخ بچه‌های انتقادی این است که تمرکز خود را با ایجاد “خودی آرام” کاهش دهند.

یک ایگوی آرام، حالتی از وجود است که در آن حجم نفس کم می شود تا بتواند به دیگران و همچنین به خود گوش دهد تا در تلاش برای برخورد انسانی تر و انسانی تر به زندگی باشد.” دلسوزانه» خاموش کردن تمرکز روی خود به اندازه کافی به بچه ها فضای تنفسی برای رشد می دهد. این شامل پایین انداختن خود نیست، که نوعی تمرکز بر خود است. بلکه نوعی فراموشی خود با تشخیص اینکه ما فقط یک تکه کوچک از جهان بزرگتر هستیم، و قطعاً مرکز آن نیستیم!

در حالی که برخی از کارشناسان بر این باورند که کودکان بیش از حد نابالغ یا به طور طبیعی متمرکز بر خود هستند که نمی توانند یک نفس آرام ایجاد کنند، من مخالفم. به آخرین باری فکر کنید که فرزندتان را دیدید که با یکی از دوستانتان می خندد یا غرق در یک پروژه شده است (شاید آنقدر که وقتی او را برای شام صدا زدید صدای شما را نشنیدند!). این نوع تجارب به بچه ها چشیدن طعم ناخودآگاه بودن را می دهد. به‌عنوان والدین، می‌توانیم به آنها کمک کنیم تا این موضوع را گسترش دهند، به طوری که راحت‌تر از خودارزیابی مداوم خودداری کنند.

یک نفس آرام آرزویی است چیزی نیست که بتوانیم همیشه حفظ کنیم. اما هر چه بیشتر آن را تجربه کنیم، بهتر آن را پیدا می کنیم. در اینجا چند نمونه از حالات نفس آرام وجود دارد که می توانید به فرزندتان کمک کنید تا پرورش آن را بیاموزد.

ذهن آگاهی – تمرکز بر لحظه حال بدون قضاوت. توسعه تمرکز حواس – از طریق مدیتیشن یا سایر تمرین‌ها – می‌تواند در کاهش تمرکز پر سر و صدا مفید باشد. چندین مطالعه نشان داده است که کودکان در سنین پیش دبستانی که از برنامه های مدیتیشن ذهن آگاهی مبتنی بر مدرسه استفاده می کنند می توانند کاهش استرس و پرخاشگری کودکان را داشته و عملکرد شناختی آنها را بهبود بخشند. اگر چنین برنامه‌ای در مدارس شما ارائه نمی‌شود، منابع آنلاین بسیاری با ایده‌هایی در مورد چگونگی ایجاد ذهن آگاهی بیشتر در زندگی فرزندانتان وجود دارد. والدین همچنین می توانند برای الهام بخشیدن به فرزندان خود، ذهن آگاهی بیشتری را الگوبرداری کنند.

جریان – حالتی از غوطه ور شدن کامل در یک پروژه یا تجربه یادگیری که ما را به چالش می کشد. ممکن است هنگام ساختن لگو، نقاشی، خواندن کتاب مورد علاقه، شنا کردن، تیراندازی به سبد، یا مطالعه حشرات، کودک خود را غوطه ور در جریان مشاهده کنید. جریان زمانی اتفاق می‌افتد که بچه‌ها آنقدر درگیر یک فعالیت هستند که زمان را از دست می‌دهند و کاملاً خودآگاه هستند. با تشویق کودکان به شرکت در این نوع فعالیت‌ها که توجه آنها را به طور کامل جذب می‌کند، می‌توانید به گسترش احساس فوق‌العاده جریان آن‌ها کمک کنید، در جایی که زمان متوقف می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند که جریان می‌تواند برای دانش‌آموزان مدرسه‌ای مفید باشد، که باعث شده است مربیان بیشتری راه‌هایی را برای گنجاندن جریان در کلاس در نظر بگیرند.

شفقت – نگرانی برای کسانی که در رنج هستند همراه با میل به کمک. بزرگسالان اغلب با دیدن رنج دیگران احساس شفقت می کنند. اما آیا می دانستید که بسیاری از بچه ها – حتی در سن سه سالگی – نیز این کار را می کنند؟ برای کمک به ایجاد این غرایز، والدین می توانند از طریق نحوه واکنش آنها به رنج دیگران، رفتار دلسوزانه را در زندگی خود الگوبرداری کنند. کودکان همچنین می توانند از طریق مراقبت از رفاه دوستان خود یا با مشارکت در کارهای داوطلبانه در مدرسه یا جامعه خود، درباره شفقت بیاموزند. شفقت به کودکان این امکان را می دهد که از طریق مراقبت واقعی از دیگران تمرکز خود را آرام کنند.

بلندی: احساسی که با مشاهده اعمال شجاعانه، سخاوت شدید یا فضیلت ایجاد می شود. هنگامی که شاهد خوبی های عمیق در دیگران هستیم، اوج بلندی را احساس می کنیم. ارتفاع ما را از خودمان بیرون می کشد و باعث می شود نسبت به نژاد بشر احساس خوش بینی کنیم. همچنین به ما انگیزه می دهد که به دیگران اهمیت دهیم، احتمالاً با فعال کردن سیستم عصبی پاراسمپاتیک و سمپاتیک. اگرچه بسیاری از تحقیقات در مورد ارتفاع شامل بزرگسالان است، اما می توان آن را در کودکان نیز پرورش داد. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از کتاب‌های کودکان سعی می‌کنند بر قهرمانان الهام‌بخش تاریخ ما تمرکز کنند. با این حال، برخی تحقیقات نشان می‌دهند که تمرکز بر نمونه‌های کمتر افراطی (مانند پدربزرگ و مادربزرگی که از مصیبت جان سالم به در برده‌اند یا والدینی که در مواجهه با وسوسه، انتخابی دشوار اما اخلاقی انجام داده‌اند) ممکن است در تشویق کودکان به رفتار اخلاقی مؤثرتر باشد.

هیبت – احساس شگفتی و شگفتی که در حضور چیزی بزرگتر از خودمان به وجود می آید. هیبت می‌تواند توسط یک منظره وسیع پانوراما از طبیعت، یک قطعه هنری یا موسیقی نفیس، یا یک تجربه معنوی عمیق ایجاد شود. توجه ما را از خودمان دور می کند و به محیط اطرافمان به شیوه ای گسترده معطوف می کند که همچنین می تواند ما را به سمت مهربان تر و سخاوتمندتر سوق دهد. در حالی که تحقیقات زیادی با بزرگسالان انجام شده است، کودکان نیز ممکن است با تماشای غروب خورشید، دیدن حیوانات در طبیعت، یا خیره شدن به ستاره ها در شب طعم هیبت را بچشند.

به جای تلاش برای افزایش عزت نفس در فرزندانمان با ترویج عزت نفس بالا، می توانیم به فرزندانمان کمک کنیم تا راه هایی برای عبور از تمرکز بر خود بیابند. معرفی بیشتر حواس پرتی، جریان، شفقت، تعالی و هیبت به زندگی آنها به آنها کمک می کند تا یک نفس آرام (تر) ایجاد کنند – چیزی که در دوران کودکی و بعد از آن به خوبی به آنها خدمت می کند. وقتی بچه‌ها بتوانند از خودارزیابی دائمی خود دور شوند، آزادتر هستند تا با دیگران همدلی کنند، در یادگیری مشارکت کنند و ارزش‌هایی را که برایشان مهم است شناسایی کنند. قادر به رها کردن این سوال “آیا من به اندازه کافی خوب هستم؟” کودکان را برای ایجاد یک زندگی کامل تر و غنی تر باز می کند.

بایدها و نبایدهای اضطراب کودکان

بایدها و نبایدهای اضطراب کودکان

چگونه به احساسات بدون قدرت بخشیدن به ترس ها احترام بگذاریم. در این پست از مجله اینترنتی آلواتان قصد داریم به معرفی بایدها و نبایدهای اضطراب کودکان بپردازیم.

وقتی بچه ها مضطرب هستند، طبیعی است که بخواهیم به آنها کمک کنیم احساس بهتری داشته باشند. اما با تلاش برای محافظت از کودکان در برابر چیزهایی که آنها را ناراحت می کند، به طور تصادفی می توانید اضطراب را بدتر کنید. بهترین راه برای کمک به کودکان برای غلبه بر اضطراب این است که به آنها بیاموزیم تا با اضطراب کنار بیایند. با تمرین، اضطراب کمتری خواهند داشت.

وقتی کودک در موقعیتی ناراحت کننده ناراحت می شود و والدینش او را از موقعیت خارج می کنند، می آموزند که ناراحتی راه خوبی برای مقابله است. در عوض، برای والدین مفید است که به بچه ها بفهمانند که خوب خواهند شد، حتی اگر می ترسند. شما نمی توانید به فرزندتان قول بدهید که هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد. اما می توانید ابراز اطمینان کنید که آنها می توانند با ترس های خود روبرو شوند و با گذشت زمان کمتر احساس ترس کنند.

شما می توانید بدون موافقت با ترس های فرزندتان، همدلی خود را نشان دهید. برای مثال، ممکن است بگویید: «می‌دانم که از گرفتن این عکس می‌ترسی. ترسیدن اشکالی ندارد. شما می توانید از این طریق عبور کنید، و من به شما کمک خواهم کرد.» معمولاً اجتناب از سؤالات اصلی مفید است («آیا نگران آزمون فردا هستید؟»). در عوض، سؤالات باز بپرسید (“در مورد آزمون فردا چه احساسی دارید؟”). می توانید از لحن صدا و زبان بدن خود استفاده کنید تا به کودک خود نشان دهید که آرام هستید و این به او کمک می کند آرام بماند.

والدین همچنین می توانند با پرت کردن حواس بچه ها قبل از چیزی که ممکن است ناراحت کننده باشد، مانند قرار ملاقات با پزشک، کمک کنند. گاهی اوقات صحبت کردن با فرزندتان در مورد اتفاقاتی که ممکن است در صورت تحقق ترس او رخ دهد کمک می کند. آنها چه کار خواهند کرد؟ از چه کسی کمک می خواهند؟ داشتن یک برنامه می تواند اضطراب را آرام کند.

در نهایت، والدین می‌توانند روش‌های سالم مدیریت اضطراب را الگوبرداری کنند. والدین نیز مضطرب می شوند، و این اشکالی ندارد! هدف این است که به کودک خود نشان دهید که اضطراب طبیعی است و لازم نیست مشکل بزرگی باشد.

هنگامی که کودکان به طور مزمن مضطرب هستند، حتی خوش‌نیت‌ترین والدین که نمی‌خواهند کودک رنج بکشد، در واقع می‌تواند اضطراب کودک را بدتر کند. این زمانی اتفاق می افتد که والدین سعی می کنند بچه ها را از ترس آنها محافظت کنند. در اینجا نکاتی برای کمک به کودکان برای فرار از چرخه اضطراب آورده شده است.

1. هدف از بین بردن اضطراب نیست، بلکه کمک به کودک برای مدیریت آن است.

هیچ یک از ما دوست نداریم کودکی را ناراضی ببینیم، اما بهترین راه برای کمک به کودکان برای غلبه بر اضطراب این نیست که عوامل استرس زا را از بین ببریم. این به آنها کمک می کند تا بیاموزند اضطراب خود را تحمل کنند و تا آنجا که می توانند عملکرد خوبی داشته باشند، حتی زمانی که مضطرب هستند. و به عنوان محصول جانبی آن، اضطراب با گذشت زمان کاهش می یابد.

2. از چیزها فقط به این دلیل که کودک را مضطرب می کند اجتناب نکنید.

کمک به کودکان برای اجتناب از چیزهایی که از آنها می ترسند باعث می شود در کوتاه مدت احساس بهتری داشته باشند، اما در طولانی مدت اضطراب را تقویت می کند. بیایید بگوییم کودکی که در یک موقعیت ناراحت کننده قرار دارد ناراحت می شود و شروع به گریه می کند – نه برای دستکاری، بلکه فقط به این دلیل که این احساس را دارد. اگر والدین آنها را از آنجا بیرون کنند یا چیزی را که از آن می ترسند حذف کنند، کودک آن مکانیسم مقابله را یاد گرفته است. و این چرخه پتانسیل تکرار خود را دارد.

3. انتظارات مثبت اما واقع بینانه را بیان کنید.

نمی‌توانید به کودک قول دهید که ترس‌هایش غیرواقعی است – اینکه در امتحان مردود نشوند، از اسکیت روی یخ لذت ببرند، یا اینکه کودک دیگری در حین نمایش و گفتن به او نخندد. اما می توانید اطمینان داشته باشید که آنها خوب خواهند بود، که می توانند آن را مدیریت کنند. و می توانید به آنها اطلاع دهید که با مواجهه با این ترس ها، سطح اضطراب به مرور زمان کاهش می یابد. این به آنها اطمینان می دهد که انتظارات شما واقع بینانه است و از آنها نمی خواهید کاری را انجام دهند که از عهده آنها بر نمی آیند.

4. به احساسات آنها احترام بگذارید، اما به آنها قدرت ندهید.

درک این نکته مهم است که اعتبارسنجی همیشه به معنای توافق نیست. بنابراین، اگر کودکی از رفتن به پزشک وحشت دارد زیرا قرار است واکسن تزریق شود، نمی‌خواهید این ترس‌ها را کم اهمیت جلوه دهید، اما همچنین نمی‌خواهید آن‌ها را تقویت کنید. شما می خواهید گوش کنید و همدل باشید، به آنها کمک کنید بفهمند در مورد چه چیزی مضطرب هستند و آنها را تشویق کنید که احساس کنند می توانند با ترس های خود روبرو شوند. پیامی که می‌خواهید بفرستید این است: «می‌دانم می‌ترسی، و این اشکالی ندارد، و من اینجا هستم، و به شما کمک می‌کنم تا از پس این مشکل برآیید.»

5. سوالات اصلی نپرسید.

فرزندتان را تشویق کنید تا در مورد احساساتش صحبت کند، اما سعی کنید سوالات اصلی نپرسید: «آیا در مورد امتحان بزرگ مضطرب هستید؟ آیا نگران نمایشگاه علمی هستید؟» برای جلوگیری از تغذیه چرخه اضطراب، فقط سؤالات باز بپرسید: “در مورد نمایشگاه علمی چه احساسی دارید؟”

6. ترس های کودک را تقویت نکنید.

کاری که نمی خواهید انجام دهید این است که با لحن صدا یا زبان بدن خود بگویید: “شاید این چیزی است که باید از آن بترسید.” فرض کنید یک کودک تجربه منفی با یک سگ داشته است. دفعه بعد که آنها در اطراف یک سگ قرار می گیرند، ممکن است نگران باشید که آنها چگونه پاسخ می دهند، و ممکن است ناخواسته پیامی بفرستید که آنها در واقع باید نگران باشند.

7. کودک را تشویق کنید تا اضطراب خود را تحمل کند.

به فرزندتان اجازه دهید بداند که از کاری که برای تحمل اضطراب برای انجام کاری که می‌خواهد یا باید انجام دهد، قدردانی می‌کنید. این واقعاً آنها را تشویق می کند که در زندگی مشارکت کنند و اجازه دهند اضطراب منحنی طبیعی خود را بگیرد. ما آن را “منحنی عادت” می نامیم. این بدان معنی است که با ادامه تماس او با عامل استرس زا به مرور زمان کاهش می یابد. ممکن است به صفر نرسد، ممکن است به همان سرعتی که شما دوست دارید کاهش پیدا نکند، اما اینگونه است که بر ترس‌های خود غلبه می‌کنیم.

8. سعی کنید دوره پیش بینی را کوتاه نگه دارید.

وقتی از چیزی می ترسیم، سخت ترین زمان واقعاً قبل از انجام آن است. بنابراین قانون کلی دیگر برای والدین این است که واقعاً سعی کنند دوره پیش بینی را حذف یا کاهش دهند. اگر کودکی از رفتن به وقت پزشک عصبی است، نمی‌خواهید دو ساعت قبل از رفتن در مورد آن بحث کنید. این به احتمال زیاد فرزند شما را بیشتر مورد توجه قرار می دهد. بنابراین فقط سعی کنید آن دوره را به حداقل برسانید.

9. با کودک به همه چیز فکر کنید.

گاهی اوقات صحبت در مورد اینکه اگر ترس کودک محقق شود چه اتفاقی می‌افتد کمک می‌کند – چگونه با آن کنار بیایند؟ کودکی که نگران جدایی از والدین خود است ممکن است نگران این باشد که اگر والدینی برای بردن آنها نیایند چه اتفاقی می افتد. بنابراین ما در مورد آن صحبت می کنیم. اگر مادرتان در پایان تمرین فوتبال نیاید، چه کار می کنید؟ “خب من به مربی می گویم که مادرم اینجا نیست.” و به نظر شما مربی چه خواهد کرد؟ “خب او به مامانم زنگ می زد. یا با من منتظر می ماند.» کودکی که می‌ترسد یک غریبه برای بردن او فرستاده شود، می‌تواند یک کلمه رمز از والدین خود داشته باشد که هر کسی که فرستاده می‌داند. برای برخی از بچه ها، داشتن یک برنامه می تواند عدم اطمینان را به روشی سالم و موثر کاهش دهد.

10. سعی کنید راه های سالم مدیریت اضطراب را مدل سازی کنید.

راه‌های متعددی وجود دارد که می‌توانید به بچه‌ها در کنترل اضطراب کمک کنید و به آن‌ها اجازه دهید ببینند خودتان چگونه با اضطراب کنار می‌آیید. بچه‌ها فهیم هستند و اگر مدام پشت تلفن از یکی از دوستانتان شکایت کنید که نمی‌توانید استرس یا اضطراب را تحمل کنید، آن را قبول می‌کنند. نمی‌گویم وانمود کنید که استرس و اضطراب ندارید، اما اجازه دهید بچه‌ها بشنوند یا ببینند که شما با آرامش آن را مدیریت می‌کنید، آن را تحمل می‌کنید، و از پشت سر گذاشتن آن احساس خوبی می‌کنید.