0

بایدها و نبایدهای اضطراب کودکان

بایدها و نبایدهای اضطراب کودکان

بایدها و نبایدهای اضطراب کودکان

چگونه به احساسات بدون قدرت بخشیدن به ترس ها احترام بگذاریم. در این پست از مجله اینترنتی آلواتان قصد داریم به معرفی بایدها و نبایدهای اضطراب کودکان بپردازیم.

وقتی بچه ها مضطرب هستند، طبیعی است که بخواهیم به آنها کمک کنیم احساس بهتری داشته باشند. اما با تلاش برای محافظت از کودکان در برابر چیزهایی که آنها را ناراحت می کند، به طور تصادفی می توانید اضطراب را بدتر کنید. بهترین راه برای کمک به کودکان برای غلبه بر اضطراب این است که به آنها بیاموزیم تا با اضطراب کنار بیایند. با تمرین، اضطراب کمتری خواهند داشت.

وقتی کودک در موقعیتی ناراحت کننده ناراحت می شود و والدینش او را از موقعیت خارج می کنند، می آموزند که ناراحتی راه خوبی برای مقابله است. در عوض، برای والدین مفید است که به بچه ها بفهمانند که خوب خواهند شد، حتی اگر می ترسند. شما نمی توانید به فرزندتان قول بدهید که هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد. اما می توانید ابراز اطمینان کنید که آنها می توانند با ترس های خود روبرو شوند و با گذشت زمان کمتر احساس ترس کنند.

شما می توانید بدون موافقت با ترس های فرزندتان، همدلی خود را نشان دهید. برای مثال، ممکن است بگویید: «می‌دانم که از گرفتن این عکس می‌ترسی. ترسیدن اشکالی ندارد. شما می توانید از این طریق عبور کنید، و من به شما کمک خواهم کرد.» معمولاً اجتناب از سؤالات اصلی مفید است («آیا نگران آزمون فردا هستید؟»). در عوض، سؤالات باز بپرسید (“در مورد آزمون فردا چه احساسی دارید؟”). می توانید از لحن صدا و زبان بدن خود استفاده کنید تا به کودک خود نشان دهید که آرام هستید و این به او کمک می کند آرام بماند.

والدین همچنین می توانند با پرت کردن حواس بچه ها قبل از چیزی که ممکن است ناراحت کننده باشد، مانند قرار ملاقات با پزشک، کمک کنند. گاهی اوقات صحبت کردن با فرزندتان در مورد اتفاقاتی که ممکن است در صورت تحقق ترس او رخ دهد کمک می کند. آنها چه کار خواهند کرد؟ از چه کسی کمک می خواهند؟ داشتن یک برنامه می تواند اضطراب را آرام کند.

در نهایت، والدین می‌توانند روش‌های سالم مدیریت اضطراب را الگوبرداری کنند. والدین نیز مضطرب می شوند، و این اشکالی ندارد! هدف این است که به کودک خود نشان دهید که اضطراب طبیعی است و لازم نیست مشکل بزرگی باشد.

هنگامی که کودکان به طور مزمن مضطرب هستند، حتی خوش‌نیت‌ترین والدین که نمی‌خواهند کودک رنج بکشد، در واقع می‌تواند اضطراب کودک را بدتر کند. این زمانی اتفاق می افتد که والدین سعی می کنند بچه ها را از ترس آنها محافظت کنند. در اینجا نکاتی برای کمک به کودکان برای فرار از چرخه اضطراب آورده شده است.

1. هدف از بین بردن اضطراب نیست، بلکه کمک به کودک برای مدیریت آن است.

هیچ یک از ما دوست نداریم کودکی را ناراضی ببینیم، اما بهترین راه برای کمک به کودکان برای غلبه بر اضطراب این نیست که عوامل استرس زا را از بین ببریم. این به آنها کمک می کند تا بیاموزند اضطراب خود را تحمل کنند و تا آنجا که می توانند عملکرد خوبی داشته باشند، حتی زمانی که مضطرب هستند. و به عنوان محصول جانبی آن، اضطراب با گذشت زمان کاهش می یابد.

2. از چیزها فقط به این دلیل که کودک را مضطرب می کند اجتناب نکنید.

کمک به کودکان برای اجتناب از چیزهایی که از آنها می ترسند باعث می شود در کوتاه مدت احساس بهتری داشته باشند، اما در طولانی مدت اضطراب را تقویت می کند. بیایید بگوییم کودکی که در یک موقعیت ناراحت کننده قرار دارد ناراحت می شود و شروع به گریه می کند – نه برای دستکاری، بلکه فقط به این دلیل که این احساس را دارد. اگر والدین آنها را از آنجا بیرون کنند یا چیزی را که از آن می ترسند حذف کنند، کودک آن مکانیسم مقابله را یاد گرفته است. و این چرخه پتانسیل تکرار خود را دارد.

3. انتظارات مثبت اما واقع بینانه را بیان کنید.

نمی‌توانید به کودک قول دهید که ترس‌هایش غیرواقعی است – اینکه در امتحان مردود نشوند، از اسکیت روی یخ لذت ببرند، یا اینکه کودک دیگری در حین نمایش و گفتن به او نخندد. اما می توانید اطمینان داشته باشید که آنها خوب خواهند بود، که می توانند آن را مدیریت کنند. و می توانید به آنها اطلاع دهید که با مواجهه با این ترس ها، سطح اضطراب به مرور زمان کاهش می یابد. این به آنها اطمینان می دهد که انتظارات شما واقع بینانه است و از آنها نمی خواهید کاری را انجام دهند که از عهده آنها بر نمی آیند.

4. به احساسات آنها احترام بگذارید، اما به آنها قدرت ندهید.

درک این نکته مهم است که اعتبارسنجی همیشه به معنای توافق نیست. بنابراین، اگر کودکی از رفتن به پزشک وحشت دارد زیرا قرار است واکسن تزریق شود، نمی‌خواهید این ترس‌ها را کم اهمیت جلوه دهید، اما همچنین نمی‌خواهید آن‌ها را تقویت کنید. شما می خواهید گوش کنید و همدل باشید، به آنها کمک کنید بفهمند در مورد چه چیزی مضطرب هستند و آنها را تشویق کنید که احساس کنند می توانند با ترس های خود روبرو شوند. پیامی که می‌خواهید بفرستید این است: «می‌دانم می‌ترسی، و این اشکالی ندارد، و من اینجا هستم، و به شما کمک می‌کنم تا از پس این مشکل برآیید.»

5. سوالات اصلی نپرسید.

فرزندتان را تشویق کنید تا در مورد احساساتش صحبت کند، اما سعی کنید سوالات اصلی نپرسید: «آیا در مورد امتحان بزرگ مضطرب هستید؟ آیا نگران نمایشگاه علمی هستید؟» برای جلوگیری از تغذیه چرخه اضطراب، فقط سؤالات باز بپرسید: “در مورد نمایشگاه علمی چه احساسی دارید؟”

6. ترس های کودک را تقویت نکنید.

کاری که نمی خواهید انجام دهید این است که با لحن صدا یا زبان بدن خود بگویید: “شاید این چیزی است که باید از آن بترسید.” فرض کنید یک کودک تجربه منفی با یک سگ داشته است. دفعه بعد که آنها در اطراف یک سگ قرار می گیرند، ممکن است نگران باشید که آنها چگونه پاسخ می دهند، و ممکن است ناخواسته پیامی بفرستید که آنها در واقع باید نگران باشند.

7. کودک را تشویق کنید تا اضطراب خود را تحمل کند.

به فرزندتان اجازه دهید بداند که از کاری که برای تحمل اضطراب برای انجام کاری که می‌خواهد یا باید انجام دهد، قدردانی می‌کنید. این واقعاً آنها را تشویق می کند که در زندگی مشارکت کنند و اجازه دهند اضطراب منحنی طبیعی خود را بگیرد. ما آن را “منحنی عادت” می نامیم. این بدان معنی است که با ادامه تماس او با عامل استرس زا به مرور زمان کاهش می یابد. ممکن است به صفر نرسد، ممکن است به همان سرعتی که شما دوست دارید کاهش پیدا نکند، اما اینگونه است که بر ترس‌های خود غلبه می‌کنیم.

8. سعی کنید دوره پیش بینی را کوتاه نگه دارید.

وقتی از چیزی می ترسیم، سخت ترین زمان واقعاً قبل از انجام آن است. بنابراین قانون کلی دیگر برای والدین این است که واقعاً سعی کنند دوره پیش بینی را حذف یا کاهش دهند. اگر کودکی از رفتن به وقت پزشک عصبی است، نمی‌خواهید دو ساعت قبل از رفتن در مورد آن بحث کنید. این به احتمال زیاد فرزند شما را بیشتر مورد توجه قرار می دهد. بنابراین فقط سعی کنید آن دوره را به حداقل برسانید.

9. با کودک به همه چیز فکر کنید.

گاهی اوقات صحبت در مورد اینکه اگر ترس کودک محقق شود چه اتفاقی می‌افتد کمک می‌کند – چگونه با آن کنار بیایند؟ کودکی که نگران جدایی از والدین خود است ممکن است نگران این باشد که اگر والدینی برای بردن آنها نیایند چه اتفاقی می افتد. بنابراین ما در مورد آن صحبت می کنیم. اگر مادرتان در پایان تمرین فوتبال نیاید، چه کار می کنید؟ “خب من به مربی می گویم که مادرم اینجا نیست.” و به نظر شما مربی چه خواهد کرد؟ “خب او به مامانم زنگ می زد. یا با من منتظر می ماند.» کودکی که می‌ترسد یک غریبه برای بردن او فرستاده شود، می‌تواند یک کلمه رمز از والدین خود داشته باشد که هر کسی که فرستاده می‌داند. برای برخی از بچه ها، داشتن یک برنامه می تواند عدم اطمینان را به روشی سالم و موثر کاهش دهد.

10. سعی کنید راه های سالم مدیریت اضطراب را مدل سازی کنید.

راه‌های متعددی وجود دارد که می‌توانید به بچه‌ها در کنترل اضطراب کمک کنید و به آن‌ها اجازه دهید ببینند خودتان چگونه با اضطراب کنار می‌آیید. بچه‌ها فهیم هستند و اگر مدام پشت تلفن از یکی از دوستانتان شکایت کنید که نمی‌توانید استرس یا اضطراب را تحمل کنید، آن را قبول می‌کنند. نمی‌گویم وانمود کنید که استرس و اضطراب ندارید، اما اجازه دهید بچه‌ها بشنوند یا ببینند که شما با آرامش آن را مدیریت می‌کنید، آن را تحمل می‌کنید، و از پشت سر گذاشتن آن احساس خوبی می‌کنید.

نظرات کاربران

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب مجله اینترنتی آلواتان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 + 8 =

مشاهده بیشتر